مرتضی امیری اسفندقه: شعر آیینی تنها مدح و مرثیه نیست؛ هر شعر منطبق با آموزههای الهی، آیینی است
شعرآیینی در سالهای اخیر بیش از هر زمان دیگری مورد توجه شاعران و مخاطبان قرار گرفته است؛ جریانی که بسیاری آن را تنها به مدح و مرثیه اهلبیت(ع) محدود میدانند. مرتضی امیری اسفندقه، شاعر و دستیار ویژه شهردار تهران در امور فرهنگی، نگاه گستردهتری به این مفهوم دارد. به اعتقاد وی، شعر آیینی تنها در ستایش بزرگان دین خلاصه نمیشود، بلکه هر شعری که انسان را به اخلاق، معنویت و فضیلتهای انسانی دعوت کند، در این قلمرو جای میگیرد. اسفندقه در گفتوگو با خبرنگار ایوان فرهنگ از پیشینه شعر آیینی، ضرورت نوآوری در ادبیات دینی و مهمترین آسیبهای این حوزه سخن گفت.اسفندقه سخنان خود را با ابیاتی از شاهنامه فردوسی آغاز کرد:«به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد»به باور وی، هرچند عنوان «شعر آیینی» در دهههای اخیر بیشتر بر سر زبانها افتاده است، اما ریشههای آن را باید در تاریخ کهن ادبیات فارسی جستوجو کرد. اسفندقه با اشاره به آثار شاعران قرن چهارم هجری، از کسایی مروزی به عنوان یکی از چهرههای پیشگام این مسیر یاد کرد و گفت: شعر آیینی قرنها پیش از آنکه نامی برای آن انتخاب شود، در ادبیات فارسی حضور داشته است.وی در توضیح این دیدگاه به یکی از سرودههای کسایی مروزی اشاره کرد:
«مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر بستود وثناکرد و بدو داد همه کار»
به گفته اسفندقه، محدود کردن شعر آیینی به مرثیه و مدیحه، نگاهی حداقلی به ظرفیتهای این حوزه است. هر شعری که بازتابدهنده ارزشهای اخلاقی و انسانی باشد، میتواند درگستره شعرآیینی قرار گیرد. احترام به پدر و مادر، رعایت حقوق همسایه، عدالت، مهربانی و نوعدوستی، همگی از آموزههایی هستند که ریشه در فرهنگ دینی دارند و پرداختن به آنها در شعر نیز بخشی از ادبیات آیینی محسوب میشود.اسفندقه در ادامه، عشق و عرفان را از ارکان جداییناپذیر شعر آیینی دانست. به اعتقاد وی، مقصود از عشق، عشق پاک و تعالیبخش است؛ عشقی که انسان را به حقیقت نزدیکتر میکند. وی در این بخش به بیتی از حافظ اشاره کرد:«طفیل هستی عشقند آدمی و پری ارادتی بنما تا سعادتی ببری»این شاعر درباره تفاوت شعر آیینی امروز با شعرگذشته نیز معتقد است: تفاوت اصلی در زبان و شیوه بیان است، نه در محتوا و پیام. شاعران هر دوره با زبان زمانه خود از مفاهیم مشترکی چون عشق، ایمان، حماسه و معرفت سخن گفتهاند و آنچه آثار دیروز و امروز را به یکدیگر پیوند میدهد، همین ریشههای مشترک معنوی است.
اسفندقه در بخش دیگری از این گفتوگو، نوآوری را لازمه حیات شعر دانست و تأکیدکرد: هنرمند نباید در تکرار متوقف شود. به اعتقاد وی، نوآوری نتیجه خلاقیت و نگاه تازه به جهان است و شعری که از این ویژگی بیبهره باشد، نمیتواند با مخاطب امروز ارتباطی عمیق برقرار کند.مهمترین دغدغه اسفندقه، فاصله گرفتن شعر آیینی از سلوک و باورهای درونی شاعر است. وی معتقد است: زمانی که شعر آیینی تنها به یک موضوع برای سرودن تبدیل شود، بخشی از اصالت خود را از دست میدهد. شاعر آیینی پیش از آنکه با واژهها سخن بگوید، باید با رفتار و منش خود پیام شعرش را زندگی کند.اسفندقه در پایان تأکید کرد: شعرآیینی بیش از هر چیزدعوتی به انسانیت، اخلاق و معنویت است؛ مسیری که از درون شاعر آغاز میشود و به دل مخاطب میرسد.